محمد نعيم

10

شرح مثنوى ( فارسى )

يعنى : در يكى گفته كه جوع و جود از جملهء صفات حق است و مداخلت و مشاركت نمودن در اين صفات با حق تعالى دعوى دويى و همسرى و شريك كردن است . / B 3 / [ 468 ] جز توكّل ، جز كه تسليمِ تمام * در غم و راحت همه مكر است و دام يعنى : غير از توكّل و تسليم همگى خود را بدان جناب سپردن همه مكر و دام است كه جوع و جود براى تزوير « 1 » و فريب عام است . [ 469 ] در يكى گفته كه واجب خدمت است * ورنه انديشهء توكّل تهمت است يعنى : توكّل - كه عبارت از مهار كار به حق سپردن است و خود را از ميان بيرون بردن است - در وقوع امر قبيح و در عدم وقوع فعل حسن و مليح ، تهمت بر ذات حق تعالى نهادن است و خود را از ميان بيرون بردن است . « 2 » پس اختيار تدبير ، بهتر است از توكّل . [ 474 ] در يكى گفته كزين دو برگذر * بُت بوَد هرچه بگنجد در نظر يعنى : در يكى گفته كه از ديدن عجز خويش و از ديدن قدرت خويش بگذر كه خطرهء اين و آن در نظر و فكر خويش ميار . زمام دل را به دست بىفكرى بگذار . در هيچ‌چيز خاطر خود را « 3 » مشغول مدار كه هرچه در خاطر تو جايگير است ، آن چيز بت و صنم راه است و حجاب آن درگاه است . در يكى گفته كه عجز و قدرت‌ات * بگذرد و ز هرچه اندر فكرت‌ات از هواى خويش در هر ملّتى * گشته هر قومى اسير ذلّتى يعنى : در يكى گفته كه عجز و قدرت غير پايدار و غير استوار است كه گاهى عجز مخفى و قدرت نمودار است و گاهى قدرت مخفى و عجز نمودار است . چون حال تو بر

--> ( 1 ) . ش : تذوير . ( 2 ) . ش : - و خود را از ميان بيرون بردن است . ( 3 ) . س : - را .